تبليغاتX
دخترک




















دخترک

از خواب مي پرم
 چيزي يادم نمي آيد
فقط از چشمان خيسم مي فهمم كه خواب تو را مي ديده ام
اي كاش در كنارم بودي
تا همانگونه كه دلم را شكستي
سكوت تنهاييم را نيز بشكني
كنار پنجره مي روم
آسمان بر خلاف دل ابريم صاف است
مانند هر شب ستاره ها را مي شمارم
يكي كم است....
شايد امشب هم در جايي كسي مانند من ستاره بختش را به بهاي دل شكسته اي داده است

                                             

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 19:42 توسط دخترک| |

برادر كوچكم از من پرسيد پنج وارونه يعني چه؟


 من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت‌زده گفت: روي ديوار و درختان ديدم.

 باز هم خنديدم.

 گفت: ديروز خودم ديدم كه فرهاد پسر همسايه پنج وارونه به شيرين مي‌داد

 آنقدر خنديدم كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم

 


 و گفتم :بعدها وقتي كه باران بي ‌وقفه‌ي درد سقف كوتاه دلت را خم كرد بي‌گمان مي‌فهمي پنج‌ وارونه چه معنا دارد

نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 9:32 توسط دخترک| |


Design By : Night Skin