تبليغاتX
دخترک




















دخترک

بس که مردمک دیده دیده مردم بد

                                                     کنون ز مردمک دیده سو زن دارم

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:53 توسط دخترک| |

چرا نظر نمی دین هان مگه می شه وبلاگ این همه بازدید کننده داشته باشه اما نظرات این قدر کم
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:17 توسط دخترک| |

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنين/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ حسينی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ي خونه رو بدی! مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدمای توی چت ميدی؟ می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا!
راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:9 توسط دخترک| |

رها نشده‌ايم در برهوت تنهايي

در كوران حوادث

در ازدحام بلاها و مصيبت‌ها

آري رها نشده‌ايم

كسي از آن سوي ملكوت

كسي كه از بي‌كراني معنويت نگران ماست

كسي كه در دلش با ماست

در نفس با ماست

در صدايش با ماست

كسي در ميان ما

كسي در كنار ما...

 

حضرت علي عليه‌السلام فرمودند:

هيچ مؤمني بيمار نمي‌شود مگر اين ‌كه ما هم به خاطر بيماري او بيمار مي‌شويم. و غمگين نمي‌شود مگر اينكه ما هم در غم او غمگين مي‌شويم. و هيچ دعايي نمي‌كند مگر اينكه به دعاي او آمين مي‌گوييم و سكوت نمي‌كند مگر آنكه ما برايش دعا مي‌كنيم.

چقدر قشنگ مي‌شه، اگه محتواي اين حديث رو وارد زندگيمون كنيم.

 

هنگامي كه بيمار مي‌شيم، مخصوصا بيماري كه تحملش برامون سخته، به ياد داشته باشيم:

كسي هست كه به خاطر من و همراه من درد مي‌كشد.

 

وقتي به هر دليلي غم تمام وجودمون رو در بر مي‌گيره و افسرده و غمگين مي‌شيم، به ياد داشته باشيم:

كسي هست كه همراه من است و پريشان حاليم غمگينش كرده.

 

در اون زماني كه از خداوند لطف و هديه‌اي را درخواست مي‌كنيم بدونيم:

كسي به دعاي من آمين مي‌گه كه از بهترين بندگان خداست و خداوند دعاش رو بي پاسخ نمي‌ذاره.

 

در لحظه لحظه زندگي به خودمون يادآوري كينم:

بزرگي هست كه بدون هيچ چشم‌داشتي براي من از درگاه خداوند خير رو مي‌طلبه.

 

اعتقاد به اين موضوع زندگي همراه با آرامش رو برامون به ارمغان مياره، چرا كه در ناملايمات زندگي مي‌دونيم پشتيباني داريم كه ‌نظير نداره؛

 ديوار مستحكميه كه به فرمان خداوند بايد به او تكيه كنيم.

امام زمان ما، حضرت مهدي عليه‌ا‌لسلام، فرزند بزرگوار امام حسن عسكري عليه‌السلام، در نامه اي به شيخ مفيد فرمودند:

ما بر آنچه بر شما مي‌گذرد احاطه علمي داريم. و هيچ يك از خبرهاي شما از ما پوشيده نيست... ما نسبت به رعايت حال شما كوتاهي نمي‌كنيم و ياد شما را از خاطر نمي‌بريم.

 

امام كريم ما با وجودي كه ساليانيه دوران سخت غيبت رو تجربه مي‌كنه و ما خبر چنداني از ايشون نداريم، اما به اخبار شرق و غرب عالم آگاهه و نسبت به مردم و مخصوصا معتقدانش توجه خاصي داره.

لطف و عطوفتش همواره شامل حال ماست و ما بي‌خبريم و از يادش غافل.

 

تمرين كنيم و ببينيم كه چقدر زندگي زيبا مي‌شه؛

واقعا كِيف داره؛

لذتِ حسِ حضورِ امامِ زمانم؛

فوق العاده است...

نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:0 توسط دخترک| |

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی . ( جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانها را به راه راست هدایت کند )

 

عشق از دید دختر حاج آقا : آه ... خدای من یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد )

 

عشق از دید ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوستت دارم )

 

عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت . ( جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ... )

 

عشق از دید اصغر کاردی ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقی . ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی .. )

 

عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی ، سرمو میزاشتم رو شونه هات .... ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم ... )

 

عشق از دید مادر بزرگم :  این حرفای بد و نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست .... ( جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری ... )

 

عشق از دید ..... ( خودتون الان می فهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی پردازی .... ، واسه ناهار بریم سورنتو ، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز ( به قول بعضی ها دوو منگل ) گرفته تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اوله عاشق می شه : عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمی تونم زندگی کنم ، تو واسم همه دنیا هستی ... ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه می خوابم . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )

 

عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور ) عشق من از برایت جوش آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر ( با لهجه ی شوفری بخونید ) ( جمله ی عاشقانه : عیزم دوست دار ... بو بو بوغ )

 

عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم .... ( جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )

 

عشق از دید اراذل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه .... ( جمله ی عاشقانه : بو بوغ .. خانم بیا بالا .. )

 

 

عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در Av open loop  ضرب می شود ، البته در این ناحیه انسان به صورت غیر خطی عمل می کند . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

 

عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب می شه .... حالا بگو ببینم پدرش چیکاره است ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن )

 

عشق از دید احمدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است ، زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود . ( جمله ی عاشقانه : .............)

 

عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ... مگه تو امسال فلان نداری ، عشق واسه بعد .. مگه تو امسال بهمان نداری ، عشق واسه بعد .... ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده )

 

عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )

 

عشق از دید من : مزخرف ترین چیزی که وجود داره ( جمله ی عاشقانه : دیگه نمی خوام به این چیزا فکر کنم ، دوباره به یادم نیار .. )

 

راستی دیدگاه شما از عشق چیه ؟ یه جمله ی عاشقانه بگو

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 18:35 توسط دخترک| |


Design By : Night Skin