تبليغاتX
دخترک




















دخترک

nazar yadeton nareh
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:29 توسط دخترک| |

 

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ،تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده.

فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه "

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟

دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه !
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد: آيا اين تبر توست؟

جواب داد: آره !

« فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد »

                                                     

يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه )

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد : چرا گريه مي كني؟
گفت : اوه فرشته، زنم افتاده توي آب !

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟

هیزوم شکن فریاد زد : " اره "

فرشته عصباني شد و گفت : " تو تقلب كردي، اين نامرديه "

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده.

ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي.

و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره

نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 19:8 توسط دخترک| |


Design By : Night Skin