تبليغاتX
دخترک




















دخترک

ال
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:57 توسط دخترک| |

عشق يعني اين
مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواش تر برو, من مي ترسم.
مرد جوان: نه, اينجوري خيلي بهتره.
زن جوان: خواهش ميکنم, من خيلي مي ترسم.
مرد جوان: خوب, اما اول بايد بگي که دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم, حالا ميشه يواش تر بروني.
مرد جوان: منو محکم بگير.
زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.
مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري و روي سر خودت بذاري,
آخه نميتونم راحت برونم. اذيتم ميکنه.
روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد.
در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد, يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت. مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود.
 پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت
 و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
 
دمي مي آيد و بازدمي ميرود.
اما زندگي غير از اين است
 و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد
 که نفس آدمي را مي برد
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:57 توسط دخترک| |

بچه ها مثل اینکه یه مشکلی به وجود اومده هر چی تغییر تو سایت می دو توی وبلاگم ایجاد نمی شه برام دعا کنید درست بشه
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:22 توسط دخترک| |

با سلام دیروز یه سری چیزا رو تو وبلاگم گذاشته بودم اما نمی دونم چرا امروز نیستن خوب اشکال نداره

اول اینکه به خاطر حذف شدن از جام جهانی تسلیت می گم

خوب دیگه امیدوارم غم اخرتون باشه

عشق يعني اين
مرد و زن جواني سوار بر موتور در دل شب مي راندند. آنها عاشقانه يکديگر را دوست داشتند.
زن جوان: يواش تر برو, من مي ترسم.
مرد جوان: نه, اينجوري خيلي بهتره.
زن جوان: خواهش ميکنم, من خيلي مي ترسم.
مرد جوان: خوب, اما اول بايد بگي که دوستم داري.
زن جوان: دوستت دارم, حالا ميشه يواش تر بروني.
مرد جوان: منو محکم بگير.
زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بري.
مرد جوان: باشه به شرط اينکه کلاه کاسکت منو برداري و روي سر خودت بذاري,
آخه نميتونم راحت برونم. اذيتم ميکنه.
روز بعد واقعه اي در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سيکلت با ساختمان حادثه آفريد.
در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتورسيکلت رخ داد, يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري درگذشت. مرد جوان از خالي شدن ترمز آگاهي يافته بود.
 پس بدون اينکه زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت
 و خواست تا براي آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.
 
دمي مي آيد و بازدمي ميرود.
اما زندگي غير از اين است
 و ارزش آن در لحظاتي تجلي مي يابد
 که نفس آدمي را مي برد

اینو از یکی از وبلاگ دوستان گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:13 توسط دخترک| |

با سلام  خدمت همگي :

ببخشيد كه يه مدت اپ نكردم اخه امتحان داشتم حالا ديگه امتحانام تموم شده سعي مي كنم زود به زود اپ كنم يه صفحه پر از كد هاي جاوا داستم نمي دونم كجا ذخيرش كردم كه نيست وگرنه براتون حسسسسسسسسسابي وبلاگو تغيير مي دادم خوب اگه پيداش كردم ازش استفاده مي كنم راستي حذف  شدن از جام جهاني و بهتون تسليت مي گم

امیدوارم غم اخرتون باشه

حالا چند تا تصویر براتون می زارم تا خوشحال بشین

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 10:42 توسط دخترک| |

<html>
<head>
<script language="javascript" type="text/javascript">

alert("Welcome to my site")

</script>

</head>

<body>
<h1>

<!-- hide script from old browsers -->
<!--this is on example of a long JavaScript comment-->

<script language="javascript" type="text/javascript">

document.write("KKR")

//end hiding script from old browsers -->
</script>
</h1>

</body>
</html>

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 13:8 توسط دخترک| |

 

                     

نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:29 توسط دخترک| |


Design By : Night Skin